محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

354

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

بسيار ناتوان‌تر از آن مىديدند كه بتوانند با كنعانيان از در پيكار درآيند ، گفتند : زمينى كه ما براى جاسوسى به آنجا رفتيم ، زمينى است كه مردم خود را مىخورد ، كسانى كه آنجا ديديم ، مردمى چنان بلند بالا و زورمند بودند ، كه ما در برابر آنان چون ملخ بوديم « 1 » ؛ اما گروه دوم كه تنها دو تن بودند ، كالب بن يفنه و يوشع بن نون ، با اين ديدگاه از روى ترس ، هم‌رأى نبودند و مىگفتند : ما مىتوانيم از پس آنها برآييم ، حتى كالب [ « قوم را پيش موسى خاموش ساخته ] گفت : [ فى الفور ] برويم و آن را در تصرف آوريم ، زيرا كه مىتوانيم بر آن غالب شويم . » « 2 » و اينجا بود كه اسرائيليان از در ناسازگارى درآمدند و بر موسى و هارون شوريدند ، با اين همه موسى مىكوشيد تا آنان را براى پيكار آماده سازد ، اما آنان با همهء آمار و شمار انبوهى كه داشتد ، چون در دل پراكنده بودند - و به گفتهء قرآن « آنان را يكدست مىپندارى » حال آن كه دل‌هاشان پراكنده است - « 3 » از جنگ مىترسيدند و از پيكار بيمناك بودند ، به ويژه كه خردى و خوارى و خفت‌پذيرى در جانشان ريشه داشت و از اين روى بود كه گستاخانه بر سر موسى و هارون فرياد برآوردند كه « كاش در زمين مصر مرده بوديم يا در همين بيابان مىمرديم ، براى چه خداوند ما را به اين زمين آورده تا به دم شمشير رويم و زنان و كودكان ما به يغما روند » . « 4 » و البته به همين بسنده نكردند و گستاخى را به مرز شورش رساندند و به انديشه افتادند تا موسى را بر كنار كنند و پيشواى ديگرى براى خود برگزينند تا آنها را به مصر بازگرداند . گفتند : « آيا برگشتن به مصر براى ما بهتر نيست ؟ و به يكديگر گفتند : پيشوايى براى خود برگزينيم و به مصر بازگرديم » . « 5 » اين رويداد را قرآن كريم با تصوير بسيار راستين و گويايى از ساختار روانى اسرائيليان بيان كرده است و سخن را بر اين بنياد نهاده است كه ترس در اسرائيليان نه صفتى عارضى است كه با از ميان رفتن زمينه‌هاى آنان ، از ميان برود ، بلكه از ويژگىهاى ذاتى و نهادين و دگرگون‌ناپذيرى است كه همراه و هماهنگ با ديگر ويژگىهاى ذاتى ، سرشت و شخصيت و سرنوشت آنان را شكل داده است ، چرا كه قرآن از ترس و بددلى آنان به هنگامى سخن مىگويد كه پيامبر بزرگوارشان در ميانشان است و آنان را براى ورود به كنعان به پيكار

--> ( 1 ) . سفر اعداد ، 13 : 31 - 33 . ( 2 ) . سفر اعداد ، 13 : 30 . ( 3 ) . « تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى » ( سورهء حشر ، آيهء 14 ) . ( 4 ) . سفر اعداد ، 14 : 1 - 4 . ( 5 ) . سفر اعداد ، 14 : 3 - 4 . نيز بنگريد به : صفوة التفاسير ، 1 / 336 ؛ التسهيل ، 1 / 173 .